تبليغاتX
چهارباغ
عدل الهي

عدل الهي

 

اين همه عدل الهي كجاست ؟

پيرزني  گشنه به ايوان خانه

پيرمردي پابرهنه  تو سايه

دختري گريان نشسته تو خانه

پسري  منقلب از فكر همسايه

راستي ........

اين همه عدل الهي كجاست ؟

پاهاي  پر آبله تو جاده خاكي

دستهاي بسته  پشت ميله هاي زندان

مرگ همسايه " مرگ مادر "مرگ فرزند

قاضي افتاده به زندان هوس

رئيس مرده به زندان قلم

مرد افتاده به زندان ربا

راستي .........

اين همه عدل الهي كجاست ؟

راستي بگويم اين را در عدل الهي هيچ شكي نيست ماييم كه معدول الهي هستيم .

 

 

ادبيات مجتبي  (عارف)

|+|نوشته شده در پنجشنبه یازدهم تیر 1388 ساعت 8:49 قبل از ظهر توسط مجتبي ابوالفضلي کریزی |

آخرین نوشته ها
چه کشکی وچه پشمی
تمام می شویم
داستان پیرمرد
سرباز معلول
روباه وکلاغ
حکم
داستان گلفروش
دوست
فريدون مشيري - زبانه آتش
قدرت عجیب یك كودك