تبليغاتX
چهارباغ !!!

چهارباغ !!!

قطره و سنگ
دو قطره آب كه به هم نزديك شوند، تشكيل يك قطره بزرگتر ميدهند. اما دو تکه سنگ هیچگاه با هم یکی نمی شوند پس هرچه سخت تر و قالبی تر باشیم ،فهم دیگران برایمان مشکل تر ، و در نتیجه امکان بزرگتر شدنمان کمتر؛
آب در عین نرمی و لطافت در مقایسه با سنگ ،به مراتب سر سخت تر و در رسیدن به هدف خود لجوج تر و مصمم تر است سنگ پشت اولین مانع جدی می ایستد اما آب راه خود را به سمت دریا می یابد .
در زندگی ، معنای واقعی سرسختی،استواری و مصمم بودن را در دل نرمی و گذشت می باید جستجو کرد گاهی لازم است كوتاه بيايی... گاهی نمی‌توان بخشید و گذشت...اما می‌توان چشمان را بست و عبور کردگاهی مجبور می‌شوی نادیده بگیری...
گاهی نگاهت را به سمت ديگر بدوز که نبینی
[ پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391 ] [ 11:24 قبل از ظهر ] [ چهارباغ ] [ ]
خدا

اگر ذره بین نگاه قوی باشد

در تمام صفحه های ورق خورده ی زندگی اثر انگشت او دیده می شود ...

چه بچه گانه است که فکر می کنیم

همه اش را به تنهایی (!) رنگ کرده ایم ...

منبع : وبلاگ بوم دل

[ سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 2:2 بعد از ظهر ] [ چهارباغ ] [ ]
پرسيدم

پرسیدم..... ،

چطور ، بهتر زندگی کنم ؟

با كمی مكث جواب داد :

گذشته ات را بدون هیچ تأسفی بپذیر ،

با اعتماد ، زمان حالت را بگذران ،

و بدون ترس برای آینده آماده شو .

ایمان را نگهدار و ترس را به گوشه ای انداز .

زندگی شگفت انگیز است ، در صورتیكه بدانی چطور زندگی کنی .

پرسیدم ،

آخر .... ،

و او بدون اینكه متوجه سؤالم شود ، ادامه داد :

كوچك باش و عاشق ... كه عشق ، خود میداند آئین بزرگ كردنت را ..

بگذارعشق خاصیت تو باشد ، نه رابطه خاص تو با کسی .

موفقیت پیش رفتن است نه به نقطه ی پایان رسیدن ..

داشتم به سخنانش فكر میكردم كه نفسی تازه كرد وادامه داد ...

هر روز صبح در آفریقا ، آهویی از خواب بیدار میشود و برای زندگی كردن و امرار معاش در صحرا میچراید ،

آهو میداند كه باید از شیر سریعتر بدود ، در غیر اینصورت طعمه شیر خواهد شد ،

شیر نیز برای زندگی و امرار معاش در صحرا میگردد ، كه میداند باید از آهو سریعتر بدود ، تا گرسنه نماند ..

مهم این نیست كه تو شیر باشی یا آهو ... ،

مهم اینست كه با طلوع آفتاب از خواب بر خیزی و برای زندگیت ، با تمام توان و با تمام وجود شروع به دویدن كنی ..

به خوبی پرسشم را پاسخ گفته بود ولی میخواستم باز هم ادامه دهد و باز هم به ... ،

كه چین از چروك پیشانیش باز كرد و با نگاهی به من اضافه كرد :

زلال باش .... ،‌ زلال باش .... ،

فرقی نمی كند كه گودال كوچك آبی باشی ، یا دریای بیكران ،

زلال كه باشی ، آسمان در تو پیداست.

دو چيز را هميشه فراموش كن:

خوبي كه به كسي مي كني

بدي كه كسي به تو مي كند

هميشه به ياد داشته باش:

در مجلسي وارد شدي زبانت را نگه دار

در سفره اي نشستي شكمت را نگه دار

در خانه اي وارد شدي چشمانت را نگه دار

در نماز ايستادي دلت را نگه دار

دنيا دو روز است:

يك با تو و يك روز عليه تو

روزي كه با توست مغرور مشو و روزي كه عليه توست مايوس نشو. چرا كه هر دو پايان پذيرند.

دو چيز را از هم جدا كن:

عشق و هوس

چشم و زبان ، دو سلاح بزرگ در نزد تواند، چگونه از آنها استفاده ميكني؟ مانند تيري زهرآلود يا آفتابي جهانتاب، زندگي گير يا زندگي بخش؟

بدان كه قلبت كوچك است پس نميتواني تقسيمش كني، هرگاه خواستي آنرا ببخشي با تمام وجودت ببخش كه كوچكيش جبران شود.

هيچگاه عشق را با محبت، دلسوزي، ترحم و دوست داشتن يكي ندان، همه اينها اجزاء كوچكتر عشق هستند نه خود عشق.

هميشه با خدا درد دل كن نه با خلق خدا و فقط به او توكل كن.

از خدا خواستن عزت است، اگر برآورده شود رحمت است و اگر نشود حكمت است.

از خلق خدا خواستن خفت است، اگر برآورده شود منت است اگر نشود ذلت است.

پس هر چه مي خواهي از خدا بخواه و در نظر داشته باش كه براي او غير ممكن وجود ندارد و تمام غير ممكن ها فقط براي شماست.

[ شنبه دوم اردیبهشت 1391 ] [ 2:3 بعد از ظهر ] [ چهارباغ ] [ ]
شما چه نظري داريد
يك مطلبي به ذهنم رسيد گفتم بنويسم براي اين پست:

شنيده ايد ميگن تنها لباسي كه ازمد نمي افتد كفن است......

بيهوده متاز كه مقصد خاك است....

نظرشما چيه..........بايد چيكاركرد...

تولد انسان روشن شدن کبریتی است
و مرگش خاموشی آن!
بنگر در این فاصله چه کردی؟!!
گرما بخشیدی...؟!
یا سوزاندی...؟!!

[ چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391 ] [ 7:49 قبل از ظهر ] [ چهارباغ ] [ ]